حوزه هنری | «سرزمین فرشتهها» در مسیر بینالمللی؛
قصه غزه از ایران به جهان رسید
بنیاد هدایت | مدیرعامل بنیاد هدایت تشریح کرد؛
حجتالاسلام میرمحمدیان، با تشریح اهداف طرح «قبس» گفت: این طرح با هدف فعالکردن حضور بدنه مؤمن جامعه در فضای مجازی شکل گرفته و تلاش میکند افراد را از حضور صرفاً منفعل به گفتوگو و کنشگری مؤثر در شبکههای ارتباطی خود سوق دهد.
به گزارش روابط عمومی سازمان تبلیغات اسلامی، فضای مجازی برای بسیاری از ما، بخشی از زندگی روزمره شده است؛ جایی برای دیدن، خواندن، دنبالکردن و گاهی واکنش نشان دادن. اما در همین فضای مجازی، هر فرد یک شبکه کوچک و واقعی هم با خودش حمل میکند؛ خانواده، فامیل، دوستان، همکاران و همسایههایی که او را میشناسند و حرفش را از کسی که صرفاً یک صفحه رسانهای است، متفاوت میشنوند.
طرح «قبس» قرار است دقیقاً از همین نقطه آغاز شود؛ نه با ساختن رسانههای بزرگ و نه با تربیت افرادی برای تولید حرفهای محتوا، بلکه با فعالکردن آدمهایی که همین حالا در فضای مجازی حضور دارند و میتوانند در دایره ارتباطات خودشان گفتوگو کنند، ابهامی را برطرف کنند، روایتی درست را منتقل کنند یا امیدی را که زیر فشار شایعه و روایتهای نادرست کمرنگ شده، دوباره زنده کنند.
برای فهم دقیقتر منطق این طرح، با حجتالاسلام سید ناصر میرمحمدیان، مدیرعامل بنیاد هدایت به گفتوگو پرداختیم.
در ابتدا بفرمایید که «قبس» دقیقاً چیست؟ خود این نام چه معنایی دارد و چرا برای این طرح انتخاب شده است؟ مهمتر از همه، قرار است «قبس» کدام مسئله را حل کند؟
«قَبَس» یعنی پارهای از آتش، شعلهای کوچک که از نور بزرگ برمیدارند؛ نام آن از قرآن آمده، آنجا که موسی علیهالسلام به خانوادهاش میگوید: میروم شاید قبسی برایتان بیاورم. ما هم دنبال همین موضع هستیم، چراغهای کوچک، در دست آدمهای معمولی، برای اهل خانه و محلهشان.
مسئلهای که حل میکند ساده و بزرگ است. هر جا از امامان جماعت پرسیدهایم چند درصد از نمازگزارانشان روزی یک ساعت در فضای مجازیاند، کمترین پاسخ حدود هفتاد درصد بوده است. یعنی بدنه مؤمن محله همین حالا در میدان جنگ شناختی حاضر است، اما بیکنش؛ آسیبش را میبیند و فایدهای نمیرساند. قبس میخواهد همین حضور موجود را فعال و جهتدار کند؛ نه اینکه چیز تازهای بسازد.
«قبس» یک طرح تازه و مستقل است یا ادامه همان تجربهای است که در «بانور» شکل گرفت؟
قبس یک طرح مستقل است که مستقیماً از دل تجربه بانور و آسیبشناسی مکتوب آن بیرون آمده است. «بانور» که عنوان مهرواره تخصصی بانوان برای حل مسائل خانوادهمحور و جمعیت در محلات با محوریت مساجد است، بر دو بخش اصلی تمرکز داشت؛ یکی حل مسائل حوزه خانواده و دیگری روایت و خاطرهنویسی بانوان امام جماعت و روایت تجربههای جالب کنشگران. موضوعاتی مانند ازدواج و تشکیل خانواده، روابط زوجین، فرزندآوری و فرزندپروری، سبک زندگی و اقتصاد خانواده نیز از محورهای این مهرواره بود.
بانور، نشان داد این مسیر ظرفیت بزرگی دارد و همزمان نشان داد کجاها میلغزد، قبس نیز پاسخ نقطهبهنقطه به همان درسها است و راهیاران بانور شریک اصلی اجرای آن هستند.
با توجه به اینکه نقطه شروع «قبس» تجربه «بانور» بوده و بانور هم یک مهرواره تخصصی بانوان است، آیا قبس را باید طرحی ویژه بانوان دانست یا اینجا دامنه مخاطبان گستردهتر شده و همه اهل مسجد میتوانند وارد آن شوند؟
قبس عام است و درش به روی هر اهل مسجدی باز است، اما اولویت سرمایهگذاری موج اول با جوانان و بانوان است، به دو دلیل عملی، تجربه میدانی موفق در همین دو گروه ثبت شده و بانوان عمیقترین شبکه اعتماد خانوادگی و محلهای را دارند. تأکید بر بانوان در معرفیهای اولیه از همینجا آمده، نه از محدودبودن طرح.
دقیقاً چه تفاوتی میان «بانور» و «قبس» وجود دارد و «قبس» قرار است چه خلأیی را در فعالیتهای بانور پر کند؟
چهار تفاوت ساختاری میان این دو تجربه وجود دارد. نخست، در لایه راهبری است. در تجربه پیشین، پس از آموزش، پیگیری مستمر کمرنگ بود؛ اما در «قبس»، امام مسجد و یک «راهیار» بهصورت نفربهنفر افراد را همراهی میکنند.
دوم نقطه شروع فعالیت است، در تجربه قبلی از افراد خواسته میشد صفحه ایجاد کنند و تولید محتوا داشته باشند؛ اما در «قبس»، اولین قدم فقط بازنشر یک مطلب خوب در همان صفحهای است که فرد از قبل دارد.
سوم تفاوت در ملاک فعالیت است، آنجا راهاندازی یک صفحه، نشانه فعالشدن فرد محسوب میشد؛ اما در «قبس»، ملاک اصلی، شکلگرفتن یک گفتوگوی واقعی است.
چهارم جنس آموزش است، در «قبس» آموزش بر مهارت ارتباط و اقناع متمرکز است، نه ابزار و تولید محتوا.
اگر یک فرد عادی بخواهد وارد «قبس» شود، دقیقاً قرار است چه کاری انجام دهد؟ فعالیت او از کجا شروع میشود و به چه چیزی باید برسد؟
قبس رسانه نیست؛ «صفحه شخصی جهتیافته» است. قرار است هر فرد، همان صفحه شخصی یا گروهی را که از قبل دارد، جهت بدهد. هر کدام از ما همین حالا صفحه یا گروهی با ۵۰ تا چند صد آشنا داریم؛ فامیل، همکار و همسایههایی که حرف ما را میشنوند، چون ما را میشناسند، در «قبس» میگوییم از همانجایی که هستی، همان را جهت بده.
این فعالیت هم پلهپله شکل میگیرد؛ ابتدا بازنشر یک مطلب خوب برای آدم درست، بعد یکی دو جمله از خودت و اگر خواستی، تولید محتوا، هیچکدام از این پلهها اجباری نیست. معیار فعالیت هم یک سؤال ساده است: چند نفر که تا دیروز حرفت را نمیشنیدند، امروز با تو وارد گفتوگو شدهاند؟
افراد در این طرح قرار است درباره چه چیزهایی با اطرافیانشان گفتوگو کنند و اگر در این میان با سؤالی روبهرو شوند که پاسخ آن را نمیدانند، تکلیفشان چیست؟
موضوعات از زندگی روزمره و مناسبتها تا شبهههای داغ هفته را دربر میگیرد و برای هماهنگی شبکه، یک «سرخط هفتگی» هم ارائه میشود. البته «روشنگر» کارشناس نیست و قرار هم نیست باشد. او تا جایی که میداند، صادقانه گفتوگو میکند و اگر پاسخ پرسشی را نداند، میگوید: «نمیدانم، میپرسم»؛ جملهای که اتفاقاً میتواند یکی از اعتمادسازترین واکنشها در گفتوگو باشد.
پرسشهای تخصصی نیز از مسیر حلقه هفتگی مسجد و راهیار به ستاد و کارشناسان منتقل میشود و پاسخ درست از این مسیر به فرد بازمیگردد.
اگر قرار باشد افراد فقط مطالبی را که برایشان ارسال میشود بازنشر کنند، عملاً دوباره با همان مسئله تولید و توزیع محتوا مواجهیم، چه چارچوبی گذاشتهاید که قبس به بازنشر انبوه محتوا تبدیل نشود؟
سه چیز در «قبس» برای جلوگیری از این اتفاق در نظر گرفته شده است. اول، آموزش اصلی «هنر گفتوگو» است؛ مجموعهای که بر رابطه پیش از پیام، تشخیص گره و انتخاب لحن مناسب تمرکز دارد.
دوم، یک قاعده محتوایی داریم به نام «قاعده آینه»؛ یعنی صفحه باید خودِ آدم را نشان دهد، نه اینکه به تابلوی اعلانات تبدیل شود.
سوم، سنجه فعالیت عددی نیست. هر هفته یک سؤال از فرد پرسیده میشود: «این هفته گفتوگوی واقعی داشتم یا فقط فرستادم؟» اگر یک هفته هیچ گفتوگویی شکل نگرفته باشد، یعنی آن هفته بیشتر تریبون بودهایم تا یک «روشنگر».
اگر قرار است «قبس» از دل مسجد شکل بگیرد، امام مسجد در شکلگیری و ادامه این جریان دقیقاً چه نقشی دارد؟
در «قبس»، ما از «امامت بر رسانه» صحبت میکنیم، نه کار رسانهای. امام مسجد هیچ کار فنی انجام نمیدهد؛ بلکه همان کاری را میکند که سالها است بلد است، ده نفر از افراد خاموش را میشناسد، آنها را دعوت میکند، نقشها را به جوانهای وارد مسجد میسپارد، هفتهای یک احوالپرسی نفربهنفر دارد و یک حلقه سیدقیقهای بعد از نماز برپا میکند.
تجربه نشان داده تفاوت میان ماندن و خاموششدن این شبکهها، نه محتوا است و نه ابزار؛ بلکه همین پیگیری انسانی امام است.
برای هر مسجد چه تعداد «قبس» هدفگذاری شده و این تعداد بر چه اساسی تعیین میشود؟
ده نفر، یک عدد محافظهکارانه و آگاهانه است؛ بهاندازهای که امام مسجد بتواند نفربهنفر پیگیر آنها باشد و در عین حال، ده چراغ روشن بتوانند خودشان الگوی موج بعدی شوند.
نکته مهم این است که این ده نفر قرار نیست از میان چند فعال همیشگی انتخاب شوند؛ هدف، پیدا کردن و روشنکردن «خاموشها» است، البته یک مسجد کوچک میتواند با سه نفر هم شروع کند.
اگر هدف، اثرگذاری بر شبکه واقعی ارتباطات افراد است و قرار نیست تعداد فالوورها و بازدیدها موفقیت «قبس» را نشان بدهند، چطور میخواهید بفهمید این طرح واقعاً اثر خودش را گذاشته است؟
با معیار «آدم»، نه آمار. ابزار آن هم «فرم ثبت گفتوگو» است. روشنگر پس از هر گفتوگوی واقعی، به چند پرسش کوتاه پاسخ میدهد، با چه کسی گفتوگو کرده، گره چه بوده و آیا آن گره باز شده است یا نه.
این خوداظهاری، ابزاری برای رشد خودِ فرد است، نه بازرسی. جمعِ بینام این اطلاعات هم غنیترین داده کیفی شبکه را در اختیار ما قرار میدهد. برای «قبس» های پختهتر، کارنامه تحلیلی کاملتری نیز در نظر گرفته شده است.
فالوور و بازدید عمداً ملاک نیستند؛ چون تجربه نشان داده وقتی معیار عددی باشد، فعالیت به سمت تولید انبوه محتوا میرود.
از حرف و طراحی که فاصله بگیریم و به اجرا برسیم، تا امروز «قبس» بهصورت عملیاتی در چند مسجد و در کدام استانها اجرا یا آزمایش شده است؟
قبس در مرحله آغاز اجرای آزمایشی است و راهیاران بنیاد هدایت در سراسر کشور اجرای این طرح را آغاز کردهاند.
دو تجربه پشتیبان دارد، تجربه بانور در سطح کشور و تجربه راهبری حدود صد مسجد تهران که در آن، فعالسازی با راهبر پیگیر بهمراتب پایدارتر از فعالسازی بیراهبر بود؛ معماری قبس بر همین دو تجربه بنا شده است.
از اجرای اولیه طرح چه بازخوردی گرفتهاید؟
سه بازخورد روشن از اجرای اولیه طرح گرفتهایم. اول اینکه امامان مسجد وقتی میشنوند از آنها کار فنی نمیخواهیم و اولین قدم فقط بازنشر یک مطلب است، بهسرعت همراه میشوند.
دوم، مهمترین نگرانی این بوده که «متدینین را به فضای پرآسیب نکشانید». پاسخ ما به این نگرانی یک واقعیت است: آنها همین حالا در این فضا حضور دارند؛ بنابراین فعالشدن آنها با مأموریت، آسیب را کم میکند، نه زیاد.
سوم اینکه فعالان میدانی تأکید دارند ماندگاری این کار به پیگیری انسانی گره خورده است، نه به هیچ سامانهای. ما نیز همین مسئله را محور طراحی «قبس» قرار دادهایم.
قرار است «قبس» در نهایت در چه مقیاسی اجرا شود؟ هدفگذاری شما برای تعداد مساجد، افراد یا استانهای تحت پوشش در مرحله فعلی چیست؟
مسیر رشد «قبس» پلهای است؛ ابتدا ۱۰ مسجد در هر استان بهعنوان پایلوت، سپس صد مسجد و بعد پانصد مسجد، در افق بلندمدت نیز هدف، پوشش مساجد فعال کشور با استفاده از شبکه راهیاران است و در مرحله بلوغ، رساندن همین پیام به مخاطبان مشتاق در سراسر جهان.
با این حال، هیچ عددی جای ملاک اصلی را نمیگیرد؛ ملاک، «قبس» فعال و گفتوگوی واقعی است، نه صفحهای که صرفاً ثبت شده باشد.
و در نهایت، اگر یک مسجد یا حتی یک فرد علاقهمند باشد وارد جریان قبس شود، دقیقاً باید چه کار کند؟ از کجا شروع کند، به چه کسی مراجعه کند و چه آموزشی یا پشتیبانیای دریافت خواهد کرد؟
ورود به «قبس» از مسجد است، امام یا رابط مسجد از طریق راهیار استان یا منطقه اعلام آمادگی میکند و راهیار همان هفته با یک «بسته دستپر» به مسجد میرود؛ شامل برگه توجیهی امام، متن دعوت، دستورجلسه حلقه، راهنمای پیگیری، پاسخ پرسشهای رایج و فرم ثبت گفتوگو.
پس از شروع نیز این همراهی ادامه دارد؛ بسته محتوایی هفتگی، آموزش کوتاه «هنر گفتوگو» و تماس منظم راهیار در اختیار افراد قرار میگیرد، افراد علاقهمند هم سادهترین راه را دارند، با امام مسجد خودشان صحبت کنند و به جریان «قبس» بپیوندند.
منبع: حوزه
2026-09-09
T
T