کرمانشاه | ستاد بزرگداشت شهادت امام امت در کرمانشاه
برگزاری کرسی های تلاوت قرآن کریم ، روضه و عزاداری بمانسبت شهادت قائد امت ( امام خامنه ای ) در کرمانشاه
حوزه هنری | در گفت و گو با مدیر مرکز معماری اسلامی حوزه هنری مطرح شد
میناب هنوز در سوگ است؛ شهری که نبضش آهستهتر میزند و کوچههایش، نام کودکانی را زمزمه میکنند که روزی با دفتر و مداد به مدرسه رفتند و دیگر بازنگشتند.
به گزارش روابط عمومی سازمان تبلیغات اسلامی، مدرسه «شجره طیبه» حالا دیگر فقط یک ساختمان نیست؛ سندی زنده از یک جنایت است، جایی که دفترهای نیمهپر، کیفهای خاکگرفته و رؤیاهای ناتمام، در دل آوار جا ماندهاند.در چنین فضایی، همزمان با ایام چهلم شهدای دانشآموز، روایتی تازه از دل این ویرانهها سربرآورد ؛ روایتی از جنس هنر.
چیدمانی مفهومی متشکل از ۲۰۰۰ پروانه سرخ، در ارتفاع ۹ متریِ سقف فروریخته مدرسه نصب شد تا تصویری ماندگار از این واقعه در حافظه جمعی ثبت شود؛ تصویری که دفترهای خونین را به آسمان پیوند میزند و رؤیاهای کودکانه را در قالب استعارهای جهانی بازگو میکند.
از یک داغ ملی تا یک تصمیم هنری
مصطفی مومنیراد، مدیر مرکز معماری اسلامی حوزه هنری درباره شکلگیری این ایده میگوید: «وقتی خبر حادثه میناب منتشر شد، با یک واقعه عمیقاً تلخ و تکاندهنده مواجه شدیم که ما را بهشدت درگیر کرد. در جمعبندی نهایی به این نتیجه رسیدیم که اگر قرار است در میان سوژههای جنگ رمضان بر یک موضوع تمرکز کنیم، مدرسه میناب در اولویت قرار دارد؛ چراکه این اتفاق، بهگونهای بود که در فضای رسانهای نیز قابل چشمپوشی و سانسور نبود و ناگزیر باید به آن پرداخته میشد.»
او ادامه میدهد:«بر همین اساس، به این نتیجه رسیدیم که باید فضای رسانهای مدرسه میناب را تقویت کنیم و تصویری باکیفیت و حاوی روایت از این حادثه ارائه دهیم. در میان تمام اتفاقات تلخ جنگ و حتی حماسهها، انتخاب ما این بود که به شهدای میناب و کودکان این حادثه بپردازیم.»
به گفته وی، برای رسیدن به یک روایت دقیق، تیمی گسترده وارد میدان شد:«حدود ۲۵ تا ۲۶ نفر از طراحان و معماران با مرکز معماری روی این سوژه فعال شدند. همچنین با حوزه هنری استان هرمزگان ارتباط گرفتیم و تلاش کردیم مدارک، اسناد و روایتهای دست اول، از جمله فیلمهای روز حادثه و اتفاقات پس از آن را جمعآوری کنیم.»
مومنیراد میافزاید:«از میان ایدههای مختلف، حدود ۱۰ طرح را بهصورت اولیه شبیهسازی کردیم. در نهایت به این جمعبندی رسیدیم که ایدهای مبتنی بر «دفترها و کتابهای خونین بچهها» میتواند روایتگر مظلومیت و بیگناهی آنها باشد.»

وقتی درس و مدرسه به استعارهای از پرواز تبدیل شد
او درباره فرم نهایی اثر توضیح میدهد:«ایده اصلی بر پایه فضای تحصیل و درس خواندن بچهها شکل گرفت؛ فضایی که ناگهان به آتش و خون کشیده شد. این مفهوم را پرورش دادیم تا به تصویری برسیم که در آن، دفترها و برگههای خونین به سمت آسمان کشیده میشوند و در نهایت به پروانههایی سرخ و معلق تبدیل میشوند.»
به گفته وی، تلاش شده است این روایت تنها محدود به فضای بومی نباشد:«بسیاری از ایدهها در چارچوب فضای داخلی قابل فهم بودند، اما ما سعی کردیم طرحی انتخاب کنیم که در سطح بینالمللی نیز قابل درک باشد.»
تقابل لطافت و خشونت؛ چرا «پروانه»؟
مدیر مرکز معماری اسلامی درباره انتخاب نماد پروانه میگوید:«آنچه بیش از همه آزاردهنده بود، تضاد میان پیکر نحیف و معصوم کودکان با خشونت حادثه بود. به همین دلیل، به دنبال فرمی رفتیم که بتواند این لطافت و ظرافت را منتقل کند.»
او ادامه میدهد:«از سوی دیگر، فضای مدرسه تخریبشده با بتنهای شکسته و میلگردهای بیرونزده، تصویری خشن داشت. تقابل این خشونت با لطافت پروانه، به ما کمک کرد تا بیان اثر قویتر شود.»
دمیدن روح زندگی در خرابههای «شجره طیبه»
این طراحی که جزئیات آن در تهران آماده شد، در محل حادثه اجرا شده است؛ جایی که حدود ۲ هزار قطعه طلق سرخرنگ، روی ۷۲ رشته آویز در ارتفاع ۹ متری نصب شدهاند.
مومنیراد درباره تأثیر این چیدمان میگوید:«قضاوت نهایی با مخاطبان است، اما آنچه در زمان اجرا و از بازخوردهای مسئولان و مردم دریافت کردیم، مثبت بود. بهنظر میرسید این کار توانسته است در میان آن خرابهها، روحی تازه به فضا بازگرداند.»
او میافزاید:«مدرسه طی روزهای پس از حادثه، بیشتر محل رفتوآمد گروههای تفحص بود و تصویر آن تا حدی یکنواخت شده بود. ما تلاش کردیم با این چیدمان، یک روایت تازه و مستند از آن فضا ارائه دهیم.»

مواجهه خانوادهها؛ نقطه اوج اثر
اگرچه بهدلیل شرایط امنیتی و وقوع حمله مجدد، حضور گسترده مردم در محل محدود شده بود، اما برخی از خانوادههای شهدا توانستند از این یادمان بازدید کنند.
مومنیراد در اینباره میگوید:«بازخورد خانوادهها بسیار برای ما ارزشمند بود و نشان داد که مسیر درستی را انتخاب کردهایم.»
او در ادامه به یک روایت تأثیرگذار اشاره میکند:«یکی از افرادی که در محل با ما همکاری میکرد، خود از خانوادههای درگیر حادثه بود و فرزندانش در روز حادثه در مدرسه حضور داشتند. او تعبیر جالبی از این اثر داشت که در ذهن ما نبود. او معتقد بود این برگههای خونینی که به سمت آسمان کشیده شدهاند، یادآور حال و هوای پدران و مادرانی است که از پیکر فرزندانشان چیزی نیافتند و آنها را به خدا سپردند. حتی این تصویر را با روایتی از واقعه کربلا و پرتاب خون حضرت علیاصغر (ع) به آسمان مقایسه میکرد.»
مومنیراد تأکید میکند:«این برداشت، برای ما بسیار الهامبخش بود و نشان داد که اثر توانسته با تجربه زیسته مخاطبان ارتباط برقرار کند.»
این یادمان بهصورت موقت و با ساختاری سبک طراحی شده تا پس از ایام چهلم، امکان جمعآوری آن فراهم باشد و مسیر برای بازسازی مدرسه و تبدیل آن به یک موزه هموار شود.
با این حال، به گفته مومنیراد، اقدامات برای ماندگار کردن این روایت ادامه دارد:«همزمان با اجرای این طرح، مکاتباتی برای ساخت یک یادمان دائمی در فضاهای عمومی شهر میناب آغاز شده است.»
یک کار جمعی برای یک داغ مشترک
مدیر مرکز معماری اسلامی در پایان تأکید میکند:«این پروژه حاصل کار یک تیم حدود ۱۰ نفره است که از یک ماه پیش درگیر ایده شدند. مقدمات اجرا در تهران انجام شد و در یک بازه چهار تا پنجروزه، تیم اجرایی کار را در محل مدرسه به انجام رساند.»
او در پایان میگوید:«امیدواریم این چیدمان بتواند برای مخاطبانی که در این فضا حضور پیدا میکنند، صرفاً یک اثر دیدنی نباشد، بلکه به تجربهای ملموس و اثرگذار تبدیل شود؛ تجربهای که بتواند بخشی از آن اندوه عمیق را روایت کند و ارتباطی درونی و ماندگار با مخاطب برقرار سازد.»
منبع: ایرنا
2026-04-14
T
T